ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

95

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اسير كردند و بقيه منهزم شده برگشتند . اين واقعه بسال چهار صد و بيست و هفت رويداد . بيان رسيدن علاء الدوله به رى و انفاق او با تركان غزو اعادهء اختلاف ميان آنها همين كه غزها رى را به قصد آذربايجان ترك كردند و علاء الدوله آگاه از رفتن آنها شد ، رو به سوى رى نهاد وارد آنجا شد و چنين وانمود ساخت كه در طاعت سلطان مسعود بن سبكتكين است و كس نزد ابى سهل حمدونى فرستاد و از وى مقررى كه پرداخت ميكرد بخواست ، ابو سهل از مخاضت كار به علاء الدوله پاسخ رد داد . علاء الدوله ، كس نزد غزها روانه داشت و آنها را دعوت كرد بيايند تا به آنان اقطاع ( تيول ) بخشد و در برابر حمدونى با كمك آنها نيرو يابد ، يك هزار و پانصد تن از سركردگان قزل برگشتند و بقيه به آذربايجان رهسپار شدند . همين كه غزها به علاء الدوله رسيدند وى با آنها نيكرفتارى كرد متمسك به آنها گرديد و نزد او اقامت كردند ، سپس يكى از فرماندهان خراسانى كه نزد علاء الدوله بود گفت او غزها را بموافقت خويش دمساز كرده تا سربلند كرده و عصيان بورزد . علاء الدوله او را احضار و دستگيرش كرد و در قلعه طبرك زندانى نمود ، غزها از عمل او متوحش شدند و ابراز تنفر كردند ، علاء الدوله در آرامش خاطر آنها كوشيد و لكن آرام ننشستند و دوباره دست به نهب و غارت و تبهكارى و راهزنى گذشتند . علاء الدوله برگشته با ابا سهل حمدونى كه در طبرستان بود مكاتبه كرد و با وى قرار گذاشت كه كار رى و امور آن در طاعت مسعود باشد . ابا سهل با وى موافقت كرده به نيشابور رفت و علاء الدوله در رى بجاى ماند .